ترس و نا امیدی
تو یه کافی نتم ... نزدیک راه آهن ... یه چند روزی می رم شوشتر با رحیمی و همتی !!!
ده اردیبهشت که برگردم یعنی دهه اول این ماه رو کامل در سفر بودم .. چه خوب می شد یک سوم هر ماه رو تهران نبود !
............................
همتی می گفت تو تموم آیه های بشارت دهنده که مطالعه کرده دو خصوصیت بارز برای زنان و مردان رستگار ذکر شده : آنهایی رستگارند که از هیچ چیز نمی ترسند و از هیچ چیز ناامید نمی شوند .
داشتم فکر می کردم زندگی هممون پر از ترس ها و ناامیدی هاست و خیلی از راههای رستگاری که جلوی پای ما می گذارند بر ترس و ناامیدی امان اضافه می کند .... من آموزگارانی را دوست دارم که ترس و ناامیدی را از من بگیرند ... مثلا خیلی از دوستام و یا آدمهایی که در همه شرایط لبخند می زنن یا همین سفر .... اینا انگار به رستگاری نزدیکت می کنن ..( قبول دارم که دل به یاد خدا آروم می گیره .. اما انگار روزگاری شده که خدا آنقدر دور رفته که وقتی آروم می شی به یادش می افتی ) ترس که نباشه و امید که باشه روان آدم سالم و سبک می شه و هرکی واقعا سلامت و سبکی رو در خودش احساس کرد به یه جایی می رسه ..
همین سفر ... چقدر عالیه ... کاش می شد این حس سفر رو برای همه زندگی حفظ کرد و از زندگی لذت برد .. بدون ترس بدون ناامیدی ...
بهزاد ر یاضی