ه ن د
شمردم سی نفر بودند ... یکی از فرش های کاخ مهاراجه را جابجا می کردند و فرش چنان طویل و حجیم که هر چند متر بزمین می گذاشتند و با تازه کردن نفس دوباره بلند می کردند ...
و این مهاراجه عجب کاخی داشت .. در هند همه چیز تند است .. سوپ تند . نان تند . فقر و ثروت تند
..... روزگاری است که دیگر نمی توان از تاج محل لذت برد ... آنقدر تصویر دیده ای و داستان شنیده ای که وقتی روبرویش می ایستی با خودت می گویی احساسم زیر تصاویر کلیشه و داستان های شنیده شده خفه شده و خواه نا خواه خالی از اینها نمی تواند باشد .. مثل پاریس که کافه هایش و ایفلش برای همه رویاست اما در واقعیت طعم قهوه هایش باندازه ی صورت حساب دلچسب نیست و لبخند فرانسوی میزبان آن که فرانسه نمی داند نیست ... !
به همین خاطر من همیشه سوراخ سمبه ها را ترجیح می دهم .. همیشه در کوچه پشتی که توریست ها نمی روند خبرهای جالبتر و زنده تری است ...
پشت مقبره ی همایون شاه کارگاه ساختمانی بود که کارگرها در آن با روش های ۵۰۰ سال پیش کار می کردند .. دیدن این کارگاه یکی از جالب ترین قسمت های سفر بود .. دیدن سنگتراشان .. نجاران و گچکاران ...باورم نمی شد هنوز انسان هایی باشند که با این روش ها کار کنند .

برای دیدن اینجور زندگی ها دهلی کهنه خیلی بهتر از دهلی نو است .. جایی که مردم کنار خیابان حمام می کنند و آرایشگر و دندانپزشک بساظشان در پیاده روست ....
بهزاد ر یاضی