مدتی قبل شروع کردم به نوشتن دفترچه ای درباب شناخت زن ها در این میان با خیلی ها صحبت کردم .. آدمهای مختلفی با افکار مختلف .. یکی از افرادی که صحبت هاش برام خیلی جالب بود و جملات کلیدی گفت که هفت هشت صفحه از این دفترچه ۹۶ صفحه ای رو جلو برد کاسنی بود ...

به این خاطر باوجودی که هیچوقت شرکت در بازی ها برام جالب نبوده دوست دارم در بازی کاسنی شرکت کنم ... ده خصوصیتی که باعث ناخشنودی شما از زن ها می شه چیه ؟

۱. همیشه فکر می کنن مردها می خوان ضایشون کنن و به همین خاطر احساس می کنن خیلی باحاله که مردها رو ضایع کنن و بعد که این کارو می کنن پشیمون می شن !

۲. به همدیگه خیلی حسادت می کنن اما مسالمت آمیز کنار هم زندگی می کنن در صورتی که از درون دارن می ترکن ... خدا نکنه یه دختری تو جمع دخترها مورد توجه دیگران قرار بگیره .. گیس و گیس کشی می شه البته به روشهای دیپلماتیک نه مثل قدیم که تو سفید آب طرف واجبی می ریختن که وقتی تو حموم موهاشو می شوره کچل بشه !!!

۳. خیلی اوقات بدون اینکه عادلانه قضاوت کنن فقط می خوان حرف آخر رو بزنن

۴. مشکلات رو خیلی خیلی بزرگتر از اون چیزی که هست جلوه می دن ... یعنی مثل بادکنک بادش می کنن و از چیزی که خودشون بادش کردن می ترسن ! من نمی دونم که چرا بعد از هر امتحان سختی همه دخترا زرد می کنن و می گن می افتن و من می گم نه بابا ایشالا قبول می شین کسی رو نمی اندازه .... بعد همشون ۱۷ .. ۱۸ می شن و فقط من می افتم !!!

۵. درک نمی کنن غار تنهایی یه مرد یعنی چی ... همیشه احساس می کنن غار تنهایی یه مرد یعنی جایی که از من دور می شه در صورتی که اونجا جاییه که مرد به خودش نزدیک می شه و اگر به خودش نزدیک نشه از تو دور می شه .... مردی که تو فکره بمعنی این نیست که دوست نداره حاج خانوم !!!

۶. زن جماعت نوسان احساسات دارن ... به خدا نه این دلیل و نه پنج تا دلیل بالایی باعث ناخشنودی نیست چون با توجه به روحیات زن ها طبیعیه ولی اگه زن هر حرفی  و هر کاری می کنه به این فکر کنه که آمپر احساسش الان چه وضعیتی داره خیلی بهتره !

۷. زن ها خیلی به گذشته فکر می کنن ... هرچی می گی بابا گذشته درگذشته ( یعنی رفته پی کارش) مگه فایده داره ؟؟؟

۸. عاشق تعریف و تمجیدن حتی اگر غیر واقعی باشه ( مثل خودم !!! )

۹. تقلید زیاد می کنن ... مثلا دوستشون یه جوراب راه راه قرمز اگه بخره اونا باید یه راه راه قرمز یه راه راه زرد و یه راه راه آبی بخرن که راحت بشن

۱۰. بعضی هاشون چطور نون رو ته ظرف خورش چرب می مالن و می ذارن تو دهن .... چهارتا انگشت رو می کنن تو کرم پودر و می مالن رو صورت ... بعد که یه آفتاب می زنه این کرمه پوست پوست می شه و خط چشمم باهاش مخلوط می شه و آدم با دیدنشون یاد شب اول قبر و نکیر و منکر می افته !!!!