دانشکده حقوق رو دوست دارم .. احساس نمی کنم تو دانشکده حقوق غریبه ام .. پدربزرگم اونجا درس خونده .. حوادث تاریخی زیادی از جمله ترور ناموفق شاه تو این دانشکده اتفاق افتاده و این علاقه من رو به حقوق بیشتر می کنه ( چون عاشق تاریخم ) ... البته بوفه دانشکده حقوق هم فضای زنده ای داره و ساندویچ مخصوص حقوق هم بین بچه های هنرهای زیبا معروفه ... خلاصه اینکه کم نمی رم اونجا ...

چند روز پیش رفته بودم حقوق که تو برد در مورد جلسه دفاع از پایان نامه ای با عنوان فرزند خواندگی نوشته بود ..

روز بعد در ساعت مقرر رفتم جلسه دفاع ... حقیقت اینکه من به موضوع فرزند خواندگی خیلی علاقمندم بنظرم یکی از ارزشمندترین کارهاییه که می شه برای یه انسان دیگه انجام داد .. قبل از دفاع با یکی از اساتید دانشکده صحبت کردم پیرزن مهربان و مودبی بود که یه لیموی تازه تو دستش گرفته بود که بوی خیلی خوبی داشت حرف جالبی می زد می گفت : تو ایران  معمولا وقتی یه نفر یه زن نیازمند رو می بینه بخاطر ثوابش ! سریع طرف رو صیغه می کنه ولی فرزند خواندگی مثل اروپا و آمریکا طرفدار آنچنانی در ایران نداره و از لحاظ حقوقی هم با کلی مشکل مواجهه و  اندک افرادی هم که خواستارش هستند بخاطر بچه دار نشدنه ....

جلسه دفاع خیلی برام جالب بود .. قرآن فرزند خواندگی رو نا مشروع دانسته (البته نیاز به تفسیر داره )

و رو همین اصل فرزند خواندگی در ایران بمعنای واقعی هیچ معنایی نداره ( یعنی اینکه کسی رو به فرزندی قبول کنی درست مثل فرزند خودت ) چیزی که در ایران فرزند خواندگی نامیده می شه حمایت از یک کودک بی سرپرسته همین ... یعنی بچه رو میاری پیش خودت و بزرگش می کنی ... این بچه اگه تو بمیری ارثی از تو نمی بره و با مثلا زن یا دختر یا مادر و خواهرت  محرم نمی شه مگه اینکه صیغه محرمیت خونده بشه و ... و در کل هیچ حقوق قانونی که یه بچه واقعی داره شامل اون نمی شه ( به همین خاطره که این اسمش سرپرستیه و حقوقی پیش بینی نشده که فرزند خوانده مثل فرزند واقعی تو باشه چون قرآن در ظاهر گفته فرزند خواندگی نامشروعه)

حالا بحث بر سر این بود که اگه تفسیر درستی از آیه ای که فرزند خواندگی رو نامشروع دانسته بشه می شه حقوقی وضع کرد که کودک واقعا فرزند خوانده بشه ؟ (مثل فرزند خود آدم )

اعراب تنها پسرها رو بعنوان فرزند خوانده قبول می کردند چون پسرها می تونستند براشون کار کنن و بجنگن .. فرزند خوانده ها هیچ حق و حقوقی نداشتند و همیشه پایین تر از فرزندان واقعی قرار می گرفتند .. در واقع آنها برده هایی بودند که براشون پولی پرداخت نشده بود ....... این رفتار سبب شد قرآن فرزند خواندگی رو نامشروع بدونه (یعنی فرزند خواندگی با این نیت رو ) همه می دانند که پیامبر ز ید ابن حارثه رو بعد از نزول این آیه به فرزند خواندگی قبول کرد ( این نشون می ده اگر فرزند خواندگی بمعنای واقعی و نه اجیر کردن صورت بگیره هیچ دلیلی وجود نداره که نامشروع باشه )

................................ خلاصه اینکه با توجه به مطالب بالا صاحب پایان نامه فوق ( آقای شریعتی )

به پنج مرجع تقلید نامه می نویسه و می پرسه  آیا با لحاظ کردن عوض شدن شرایط جامعه ی امروز می شه حقوق جدیدی وضع کرد و فرزند خواندگی رو مشروع دانست ؟ هر پنج نفر بدون دادن هیچ توضیحی می گن : با توجه به گفته قرآن فرزند خواندگی نامشروعه !!

......................... بنظر شما چرا اگه پدر و مادری بچه ای رو بدنیا بیارن و جز نفرت چیزی بهش نبخشن باز پدر و مادر محسوب می شن ؟ ( نمونه اش یکی از دوستام که پدرش یه انسان کثیف بمعنی واقعیه و هر روز ضمن شکنجه های روحی زیادی که بهش می ده  می گه تو نتیجه یه شب هوس منی و نه بیشتر (البته نه اینقدر مودبانه بلکه با الفاظ بسیار رکیک ) ... اما اگر دونفر با عشق یک بچه رو بزرگ کنن و تمام تلاششون این باشه که اون بچه از نظر حقوقی  جای بچه واقعی شون رو بگیره در نهایت باید با این جواب روبرو بشن که کارشون نامشروعه ؟؟ ......