در مورد یه مترجم خوب
خانم زهرا محمدی رو از ترجمه کتاب پدر سرگی از تولستوی می شناختم .... چند سال پیش نسخه ای از گزیده اشعار پوشکین رو به پدرم هدیه داد که واقعا خوب ترجمه شده ... ترجمه شعر واقعا سخته چون به قول معروف علاوه بر ترجمه باید شعر رو دوباره سرود ....
مسافر عنوان این مجموعه است
مسافر
همواره در این دنیا مسافر باش و رهگذر
مسافری که تن پوش و پاپوش خاک آلوده دارد
گاهی در سایه درختی می نشینی
گاهی از بیابانی می گذری
اما همواره مسافر باش
چرا که اینجا خانه تو نیست....
رستاخیز
نقاش نادان با قلموی خواب زده اش تابلوی نابغه ای را سیاه می کند
و بی هیچ اندیشه ای
نقش نا مفهوم و نا موزونش را
بر آن به تصویر می کشد ...
اما رنگهای بیگانه او
با گذر سالها همچون فلس هایی کهنه و فرتوت فرو می ریزند
و نقش نابغه بزرگ
با همان زیبایی پیشین رخ می نماید
و اینچنین است که خطاها و گمراهی ها
از روح زجر کشیده و خسته ام زدوده می شود
و شهود روزهای پاک آغازینم
دوباره در دل جان می گیرد ...
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 20:7 توسط بهزاد ریاضی
|
بهزاد ر یاضی