چه زود بزرگ شدیم


از تونل زمان عبور می کنیم و روبروی تابلوهایی قرار می گیریم که روزهای زندگی نام دارند...

وقتی کلاس اول دبستان بودم هومن کلاس پنجم بود...من بچه آروم و ساده ای بودم و هومن برادر بزن بهادری که هر کسی رو که نگاه چپ بهم می کرد حسابی گوشمالی می داد
فردا عروسی هومنه...چقدر دنبال زن گشت...اولین باری که رفت خواستگاری 21 سالش بود..تازه رفته بود سال اول پزشکی و جو گیر شده بود...هیچ کس فکر نمی کرد تا 27 سالگی مجرد بمونه...سخت پسند بود..
زندگی چقدر شبیه رو یاست...یعنی از پس فردا می ره خونه خودش؟
احتمالا دو سه سال دیگه بابا رو بابا بزرگ میکنه



عادل نقاش!


دور برتان چند نفر هستند که سرشان به تنشان می ارزد؟چندتا دوست دارید که سالها بعد میتوانید به دوستیشان افتخار کنید؟ من خوشبختانه یه چندتایی ازین دوستها دارم...

 

یکی شان عادل یونسی است که علی رغم صغر سن!!!نقاش بزرگی است.

خیلی حرفه که متولد ۶۴ باشی و موزه هنرهای معاصر کارهایت را خریداری کند...عادل ۲۲ ساله دوست عزیز و مهربان من از هنرمندان معاصر است!

بسیاری از مردم نقاشی را جدی نمی گیرند و در نظر شان نقاش بودن شغل مسخره ایست...اما عادل مثال خوبی است برای عامه مردم که به آنها بگوید نقاشی جدی است.....شوخی نیست که جوان ۲۲ ساله ای با پول خودش خانه بخرد آن هم از راه نقاشی....

نقاشی های عادل به حساب ما شاید گران باشند اما برای گالری دارها یکی دو میلیون تومان رقم خنده داری است تا آنها را صاحب یکی از تابلو های عادل بکند.تابلوی بالا تابلوی زهرا است که در آخرین نمایشگاه عادل به همراه آثار زیبای دیگری در گالری ماه مهر به نمایش در آمد.

.....خوشحالم ازینکه بزودی عادل تعدادی تابلو از روی عکسهایی که من در روسیه گرفته ام می کشد.