چه زود بزرگ شدیم
از تونل زمان عبور می کنیم و روبروی تابلوهایی قرار می گیریم که روزهای زندگی نام دارند...
وقتی کلاس اول دبستان بودم هومن کلاس پنجم بود...من بچه آروم و ساده ای بودم و هومن برادر بزن بهادری که هر کسی رو که نگاه چپ بهم می کرد حسابی گوشمالی می داد
فردا عروسی هومنه...چقدر دنبال زن گشت...اولین باری که رفت خواستگاری 21 سالش بود..تازه رفته بود سال اول پزشکی و جو گیر شده بود...هیچ کس فکر نمی کرد تا 27 سالگی مجرد بمونه...سخت پسند بود..
زندگی چقدر شبیه رو یاست...یعنی از پس فردا می ره خونه خودش؟
احتمالا دو سه سال دیگه بابا رو بابا بزرگ میکنه
بهزاد ر یاضی